قلم زدن

"مرد برای هضم دلتنگیاش گریه نمی کنه قدم می زنه..."

اگر هم نشد قلم می زنه

شاهکارهای ادبی و فلسفی حاصل قلم زدن برای هضم دلتنگیهاست.

داستان گره می خواهد و شعر عقده ...

دلتنگی که بیاید جا و مکان نمی شناسد ، میز و خودنویس نمی خواهد ...

دستگاه گوارش می خواهد که هضم کند عقده ها را ... دلتنگی را...

تا شاید آدم درد خودش را بفهمد...

قلم می زند تا بفهمد ، تا هضم شود ...

شاید هم نفهمد!

به هر حال "در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را در انزوا می خورد و می تراشد..."

/ 4 نظر / 78 بازدید
احسان قديمي

درود رفیق روزهای خوب پای تخت غزل به روز شد و منتظر نظرات ارزشمندشماست امیدوارم که هضم بشه تمام دلتنگیات[گل]

رهی کاوه

سلام استاد عزیز چه پست غمگینی خدا کنه هیچوقت دلتنگ و دلگیر نباشید امروز خیلی خوشحال شدم وقتی شما رو دیدم این آدرس وبلاگ جدیدمه ارادتمند همیشگی شما [گل] رهی کاوه

محسن احمدوندی

سلام سید عزیز آدما فکر می کنن که در هر مقطعی با یه سری چیزها خوشبختی رو به نفع خودشون مصادره می کنن، نمی دونم، خونه، ماشین و ... اما اونایی که سرشون به تنشون می ارزه دنبال چیزای بزرگتری ان، یا به دست میارن و سراسر شور می شن و مثل مولوی تمام ذراتشون پر از عشق میشه یا به دست نمیارن و بدبخت میشن و برای سایه شون می گن و می نویسن مثل هدایت.به هر حال "در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را در انزوا می خورد و می تراشد..." باید راه چاره جست. شوپنهاور که یکی از نیاکان نهیلیسم در فلسفه اس، پس از سال ها نوشتن و درد کشیدن در نهایت میگه، برای تحمل دردها یک راه بیشتر وچود نداره، و اون هنره! غیر از هنر که تاج سر آفرینش است... می تونم تا صبح بنویسم اما شاید جاش اینجا نباشه.

محسن احمدوندی

سلام عزیز با نقد مجموعه غزل "ضد" از فاضل نظری به روزم و خوشحال می شم اگر ایرادی هست گفته شه تا قبل از چاپ رفع بشه. زنده باشید.